فتحعلیشاه
»
غزلیات بخش دوم
»
شمارهٔ ۱۱۰
مجموعهای کاملتر و معتبرتر از اشعار ترکی را در وبگاه مین سؤز خواهید یافت.
قید زلفندا جهان قیدندن آزاد اولمیشم
با وجود بو پریشانلوق عجب شاد اولمیشم
خوبرو لر کشوری آباد اتیمزای صنم
من نبک لطفندن ای مه پیکر آباد اولمیشم
قامتک کورکاج جهانده میل طوبی ایلمیز
بیله قمری پای بند سرو و شمشاد اولمیشم
قاشلرین قوس و قزح شیرین لنک شهد و شکر
حسرت لعل لبندندور که فرهاد اولمیشم
چشم مستک کور دی خاقان دیدی ای بیدادگر
گوزلریک حیرانه بنگر ندهم که صیاد اولمیشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و آن را به عنوان منبع شادی و آزادی میشناسد. او با ستایش از زلف و صورت معشوق، از برکات و الطاف او میگوید و به نحوی میخواهد به آرزوهای دل خود جامه عمل بپوشاند. حسرت قدرت عشق و زیبایی را در زندگی خود احساس میکند و آن را به شیرینی و خوشگلی تشبیه میکند. در نهایت، از نگاه معشوق که به او بیتوجهی میکند، به ستم و بیداد عشق اشاره میکند و خود را در دام آن میبیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.