شوخی که مرده به زبان آورد تویی
مستی که شور در دو جهان آورد تویی
خوبان گلند جمله و لیکن در آن میان
آن گل که بلبلان به فغان آورد تویی
ترکی که ؟ به خونریزیم مدام
پیوسته از جفا به کمان اورد تویی
بیمار عشقم و به طبیبم چه احتیاج
آن کاو به هر دو روان آورد تویی
خاقان اگر به مدح نکویان سخن کند
آن کس که نام او به زبان آورد تویی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و زیبایی میپردازد و از محبوبی سخن میگوید که سرچشمهٔ شور و شوق در دنیا است. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید اگرچه دیگر خوبان هم هستند، اما محبوب او در میان آنها خاص و ممتاز است. شاعر همچنان به درد و بیماری ناشی از عشق خود اشاره میکند و بر این باور است که وجود محبوبش درمان دردهای اوست. در پایان، او از تاثیرات محبوب بر دیگران سخن میگوید و تأکید دارد که نام او در دل و زبانها جاری است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.