گنجور

 
فتحعلی‌شاه

اسیر چشم تو شد جان و دل فغان هردو

به یک نگاه تو دادیم این و آه هردو

نه طاقت و نه توان در وجود من دیده‌ست

که برد عشق توام طاقت و توان هردو

ز ناز و غمزه او کار من خراب شده

شکایت من بی‌دل بود از آن هردو

سیاه روزی من دان ز حال و خط هر یک

ز چشم اوست مرا دیده خون‌فشان هردو

هزار زخم ز مژگان و ابروش خاقان

مراست بر دل از آن ناوک و کمان هردو

 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه