کاش من در راه تو چون خار دامن میشدم
با تو ای سرو روان گلشن به گلشن میشدم
عشری از عمری که من در پای تو کردم تلف
آه اگر زنار میبستم برهمن میشدم
جان شیرین شد تلف در کوی تو ای کاش من
از پی شیرین پرستی سوی از من میشدم
کی طمع در خرمنت کردم رضا بودم به این
چون گدایان خوشهچین بر گرد خرمن میشدم
بندگی میکردم ار معبود و خود را اینقدر
همچو موسی محرم وادی ایمن میشدم
پنجه عشق تو میتابید بازویم اگر
رستم و اسفندیار و سام و بهمن میشدم
گفت خاقان چون نشست آن شاه خوبان با رقیب
من رضا بودم که جا در چاه بیژن میشدم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، آرزو دارد که در عشق و محبت معشوق خود، به حدی نزدیک و متعهد شود که مانند خاری در دامن او باشد یا در گلشن زندگیاش منتشر شود. او از تلف شدن بخشی از عمرش در عشق میگوید و تمنا میکند که اگر به او نزدیکتر میشد، جانش شیرینتر میشد. شاعر همچنین به بندگی و خدمت به معشوق اشاره میکند و آرزو دارد که همچون شخصیتهایی چون موسی و قهرمانان حماسی به معشوقش نزدیک شود. در نهایت، او تمایل خود به فدا شدن برای معشوق را با مقایسهای که به بیژن و رقیبش میزند، بیان میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.