کاش من در راه تو چون خار دامن میشدم
با تو ای سرو روان گلشن به گلشن میشدم
عشری از عمری که من در پای تو کردم تلف
آه اگر زنار میبستم برهمن میشدم
جان شیرین شد تلف در کوی تو ای کاش من
از پی شیرین پرستی سوی از من میشدم
کی طمع در خرمنت کردم رضا بودم به این
چون گدایان خوشهچین بر گرد خرمن میشدم
بندگی میکردم ار معبود و خود را اینقدر
همچو موسی محرم وادی ایمن میشدم
پنجه عشق تو میتابید بازویم اگر
رستم و اسفندیار و سام و بهمن میشدم
گفت خاقان چون نشست آن شاه خوبان با رقیب
من رضا بودم که جا در چاه بیژن میشدم