گنجور

 
فصیحی هروی

منت خدای را که سپهر کمال شد

گازرگه آن طراوت فردوس را ضمان

در عهد شاه عادل عباس پادشاه

از سعی افتخار سلاطین حسین‌خان

گویی نسیم لطف مسیحا دمش سرشت

در خاک آن چو آب خضر عمر جاودان

دستور کاینات قواما محمدا

چون شد وزیر ملک خراسان به فر‌ و ‌شان

هم در نخست سال وزارت بنا نهاد

این قصر عرش اساس درین غیرت جنان

دلکش‌تر از صفا و مصفاتر از خرد

زیباتر از نکویی و نیکوتر از روان

اندر کنار طاقش گویی نهاده‌اند

از بهر زیب و زینت مینای آسمان

روزی شدم دچار خرد اندرین حریم

گفتم که ای چو خاطر دستور غیب‌دان

از کیست این بنا و چه تاریخ سال اوست

گفت آصف خرد ز وزیر حسین‌خان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان

زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان

لب تر مکن به آب، که طلقست در قدح

دست از کباب دار، که زهرست توامان

با کام خشک و با جگر تفته درگذر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رودکی
عنصری

گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان

گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان

گفتم که ساعتی ببر من فرونشین

گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان

گفتم که باد سرد زیان داردت همی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان

فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان

سلطان یمین دولت میر ملوک بند

محمود امین ملت شاه جهان ستان

شاهی که پشت صد ملک کامران بدید

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ناصرخسرو

بنگر بدین رباط و بدین صعب کاروان

تا چونکه سال و ماه دوانند هردوان

من مر تو را نمودم اگرچه ندیده بود

با کاروان رباط کسی هر دوان دوان

از رفتن رباط نه نیز از شتاب خود

[...]

ازرقی هروی

گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان

تحویل کرده اند بباغ خدایگان

وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگار

نوری عجیب صورت و شکلی بدیع سان

نی نی ، که ماه و مشتری از وی ربوده اند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه