خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
به هر سو بگذرد ملکی ز حسن جاودان گیرد
شکنج دام ز آنسان دلفریب صید شد کز غم
فروریزد پر وبالش چو نام آشیان گیرد
سجود عشق برخود فرض کردم تا جبین دارم
بود روزی ازین آتش مرا دودی به جان گیرد
سر شمعست دولتمند و من پروانه اویم
که از فیضش مرا هم شعله شامی در میان گیرد
دلت نازکترست از رشته پیمان تو ترسم
که ناگه بیسبب نازک دلت از دوستان گیرد
مکن چون خنده تکیه بر لب گل کاندرین گلشن
نسیم نوبهاران فیض از باد خزان گیرد
فصیحی از جگر ناخواست امشب نالهای سر زد
به بی ظرفی مبادا عشق ما را بر زبان گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار درباره قدرت و زیبایی عشق سخن میگوید و تأثیر آن بر زندگی و جهان را تمجید میکند. او بیان میکند که عشق میتواند وجود آدمی را پر از تجلی و زیبایی کند، به طوری که در هر لحظه نشانهای از عشق در دنیا ظاهر میشود. او همچنین به شکنندگی و آسیبپذیری در روابط عاشقانه اشاره دارد؛ به ویژه اینکه دلها به سادگی میتوانند آزرده و نازک شوند. شاعر خود را به عنوان پروانهای در برابر شمع عشق میبیند و از جدایی و رنج عشق میگوید. در نهایت، او هشدار میدهد که نباید دل را به دیگران بسپاریم، زیرا ممکن است فجایع ناگهانی رخ دهد و عشق ما را به زوال بکشاند.
هوش مصنوعی: هر بار که قلمت نوشتهای میآفریند، جهانی زیبا و درخشان را به وجود میآورد. به گونهای که هر جایی که میگذری، جلوهای از زیباییهای ابدی را به همراه داری.
هوش مصنوعی: عذابی که از زیباییهای دلنواز آمده، آنچنان است که باعث میشود از غم پر و بالش بریزد، وقتی که نام آشیانه را بر زبان میآورد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، خود را به عبادت و تسلیم در برابر آن درآوردم، تا زمانی که این سرشت عشقی در وجودم هست. روزی از این احساس عشق، دودی بر جانم خواهد نشسته و وجودم را در بر خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: شمعی وجود دارد که نور و ثروت را به همراه دارد و من مانند پروانهای هستم که به دور آن میچرخد. از برکت این شمع، من نیز شعلهای دارم و از نور او بهرهمند میشوم.
هوش مصنوعی: دلِ تو از نازکی و حساسیت بیشتری برخوردار است نسبت به وعدهها و پیمانهایی که دادهای. نگرانم که ناگهان بدون دلیل، این حساسیت و نازکی دلات نسبت به دوستانت آسیب ببیند.
هوش مصنوعی: خنده خود را بر لب گل نگذار، زیرا در این باغ بهاری، نسیم خوشی از باد خزان میگیرد.
هوش مصنوعی: امشب فصیحی از دل سختیهایش فریادی زد و نگران است که مبادا عشق ما را بدون احتیاط بیان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کدام آتش زبان کرد این دعا در حق من یارب
که دامن هر که راسوزد، مرا آتش به جان گیرد
اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
الهی در جهان کام دل از بخت جوان گیرد
سعادتمند را باشد گوارا، سختی عالم
هما را در گلو هرگز ندیدم، استخوان گیرد
چه سان در سینه ام جا می تواند کرد، حیرانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.