گنجور

 
فصیحی هروی

خاکستر این سوخته را باز توان سوخت

صد مرتبه زیباتر از آغاز توان سوخت

نامرد حریفی‌ست شکیب ارنه درین بزم

از شوق نیازی جگر ناز توان سوخت

آنجا که خوشی لب شیون بگشاید

صد گوش به یک شعله آواز توان سوخت

باغ دلم و تشنه‌لب سوختن خویش

برگ گلم از شبنم اعجاز توان سوخت

خاکستر پروانه پرد سوی تو ای شمع

کی در پر مشتاق تو پرواز توان سوخت

رازی‌ست به هر موی فصیحی غم ما را

زآب مژه قفل در این راز توان سوخت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فصیحی هروی

خاکستر منصور تو را باز توان سوخت

صد مرتبه زیباتر از آغاز توان سوخت

نامرد حریفی‌ست شکیب ارنه در این بزم

از شوق نیازی جگر ناز توان سوخت

صائب تبریزی

تا چند ز رسوا شدن راز توان سوخت؟

از بی تهی اشک نظرباز توان سوخت

مردیم درین خانه دلگیر قفس، چند

از شوق هم آغوشی پرواز توان سوخت؟

واسوختگی شیوه ما نیست، وگرنه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه