باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
لخت لختش در خروش از شعله هجران کیست
جان ما خود بال افشان از پی محمل برفت
یارب این مسکین که میسوزد فراقش جان کیست
سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوست
بر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست
دست ما از دیده در هجران فزون بگریستی
گر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست
سالها شد کز فراق ما فصیحی پاک سوخت
این نگاه خونچکان از دیده گریان کیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به درد و رنج ناشی از جدایی و فراق میپردازد. او از احساسات عمیق خود در مواجهه با سوختن دل و غم دوری میگوید و به پرسشهایی دربارهی هویت این درد و رنج میپردازد. سوالاتی از قبیل اینکه این دل تابان در نیلگونی غم کیست و کسی که از فراق میسوزد، چه کسی است. شاعر حتی به یاد عزیزانی میافتد که در جداییها و فراقها جان خود را از دست میدهند و در نهایت اشکها و دردهایی را که در طول سالها بر دلش نشسته با واژههایی پر از احساس منتقل میکند.
هوش مصنوعی: دل در آتش غم و حسرت میسوزد و در هر تلاطم زندگی، سوالی برمیخیزد: چه کسی در این درد و جدایی غوطهور است؟
هوش مصنوعی: روح ما همچون پرندهای آزاد در جستجوی معشوق پرواز میکند. ای خدا، این بیچاره که از دوری او میسوزد، برای کیست که جانش را فدای عشق کرده است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی از روی قبر شهیدان بگذرد و دوست بر لب زخمهای آنها نوحه سر دهد، پس قربانی کردن به خاطر چه کسی است؟
هوش مصنوعی: اگر تو میدانستی که این بیچاره در دوری از آغوش چه کسی است، دست ما در جدایی بیشتر از چشمها میگرید.
هوش مصنوعی: سالهاست که از جدایی ما میگذرد. به خاطر این دوری، زبان فصیح و پاکی به شدت آسیب دیده و چشمان گریان من، مانند شمشیرهایی خونین، به شدت جریحهدار هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.