باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
بر سر شعله چو خس رخت اقامت انداخت
ای سگ دوست به جانت که چو غم جانم خورد
استخوانم را در دوزخ حسرت انداخت
ریسمان نفسم را غم ایام گسیخت
دلو عمرم به ته چاه قیامت انداخت
دل به صد حیله شد آبستن طفل طربی
دید بخت سیهم را و بساعت انداخت
گرچه زین پیش مصیبت به دل آتش میزد
ماتمم آتش در جان مصیبت انداخت
فطرت پست فصیحیست که در روز ازل
خلعت همت بر دوش قناعت انداخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم عمیق خود سخن میگوید. او با قلبی غمگین، عشق و محبت را به تصویر میکشد و احساس تنهایی و ناامیدی خود را در برابر مشکلات زندگی بیان میکند. شاعر به نوعی از عشقی ناکام صحبت میکند که به جای آرامش، حسرت و درد را برایش به ارمغان آورده است. او نمایانگر زندگی پر از غم و مصیبت است که در آن حتی تلاش برای خوشبختی نیز به شکست میانجامد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که قناعت و فطرت انسان در این دنیای پر درد و رنج، او را به نوعی از فصاحت و بیان میرساند.
هوش مصنوعی: دل دوباره به عشق روی آورد و در غم عشق، خود را مانند گیاهی بر روی آتش، در آنجا قرار داد.
هوش مصنوعی: ای دوستان وفادار، به جان شما سوگند که وقتی غم و اندوه به جانم نشسته، حسرتم مرا به جایی میکشاند که درد و افسوس را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: غم روزگار موجب شده که رشتۀ زندگیام پاره شود و حالا عمری که داشتم، به انتهای چاه قیامت افتاده است.
هوش مصنوعی: دل با تدبیرهای بسیار، آماده شده است تا خوشحالی و شادابی را تجربه کند. در این میان، بخت بد و ناگوار به او نگاهی انداخته و در زمان نامناسبی به او ضربه میزند.
هوش مصنوعی: اگرچه قبلاً تجربه مصیبتها قلبم را سوزانده بود، اما حالا درد و اندوهی که در وجودم افتاده، آتش سوزانتری است.
هوش مصنوعی: فطرت انسان به گونهای است که در آغاز خلقت، لباس اراده و تلاش را به دوش قناعت پوشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.