|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق عشق و دوری از معشوق صحبت میکند. او میگوید که در غیاب معشوق، دلش را به شدت مجروح کرده و از درد و اندوهش شب تا سحر گلاب میافشاند. هرچند که به جمال معشوق آگاه نیست، اما همچنان غرور و زیبایی او را ستایش میکند. شاعر همچنین از تعبیر نگاههایی میگوید که از گلستانی پر از گل برمیآید و شب را به خواب و خیالی خشک تبدیل میکند. در کل، این شعر نشاندهندهی غمانگیزی و زیبایی عشق است.
هوش مصنوعی: شب گذشته به خاطر فراق تو قلبمان را مانند خونی که بر زمین ریخته شده افشاندهایم و تا سپیده دم بر لباسهایمان لکههای رسوایی را چون گلاب پاشیدهایم.
هوش مصنوعی: ما از زیبایی او هیچ اطلاعی نداریم، اما به خاطر او بسیار از آفتاب و ماه را در دنیای خود پخش کردهایم.
هوش مصنوعی: هر بار که نگاهی از گلستان به کسی میافکنیم و دلی پر از محبت و دوستی هدیه نمیدهیم، انگار در راه سادگی و خواب، تلاشی برای پرت کردن حواس دیگران کردهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.