دیریست که از گریه بهار دل ریشم
شادابتر از غنچه خون بر سر نیشم
یک قطره خونیم و ز فیض نظر عشق
از حوصله دیده هر غمزه بیشم
تا سبحه و زنار نسوزیم چه دانند
کآیین جنون چیست و مجنون چه کیشم
هم محمل عشقیم ولی در کشش شوق
یک بانگ دراوار ازین قافله پیشم
بیگانه مباش این همه از ما که گواهست
زخم جگر ریش که با تیغ تو خویشم
گر سونش الماس وگر مرهم عیسی
گردیم همان از نظر افتاده ریشم
خاصیت معشوق گرفتیم فصیحی
از عیب وفا ورنه چرا دشمن خویشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات درونی خود میپردازد و از درد و رنج ناشی از عشق صحبت میکند. او از گریههای بهاریاش یاد میکند و میگوید که در عین شادابی، احساساتی عمیق و دردناک را تجربه میکند. شاعر با اشاره به این که عشق و جنون به هم پیوستهاند، بیان میکند که حتی در شوق و کشش عشق، درد و زخمهای عاطفی وجود دارد. او همچنین به خاصیت معشوق اشاره میکند و میگوید که از وفا و صداقت معشوق متاثر است و این باعث میشود که حالتهای مختلفی از احساسات را تجربه کند. در نهایت، او به این نکته میرسد که همه این دردها و غمها به عشق و ارتباطش با معشوق برمیگردد.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از درد و گریههایم گذشته و حالا دل شکستهام شادابتر از غنچهای است که روی نیشی خون جاری است.
هوش مصنوعی: ما یک قطره خون هستیم و به خاطر نگاه عشق، از صبر و شکیبایی چشمانمان، هر غمزه و ناز بیشتری را تحمل میکنیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما به راه و رسم خاصی پایبند نباشیم، کسی نمیفهمد که دیوانگی و عشق واقعی چگونه است و مجنون چه حالتی دارد.
هوش مصنوعی: ما هر دو در عشق همراه و هم نوا هستیم، اما در شور و اشتیاق، صدایی بلندتر از دیگران از این جمعیت از خودمان داریم.
هوش مصنوعی: از ما دور نشو، چون نشان درد و زخم دل من، خود گواهی میدهد که من با تیغ تو آشنا هستم.
هوش مصنوعی: اگر حتی به الماس تبدیل شویم یا مانند مرهم عیسی باشیم، در نهایت همان چیزی هستیم که از نظر دیگران افتاده و بیارزش شدهایم.
هوش مصنوعی: من از محبوبم ویژگی بلاغت و درستکاری را گرفتم و از عیب وفا خبری ندارم، وگرنه چه دلیلی دارد که دشمن خودم را ببینم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چند زنی تیغ جفا بر دل ریشم
زین بیش نماندست مرا طاقت نیشم
رحمی بکن و بر من دل خسته ببخشای
وز دل نمک جور از این بیش مریشم
دل را به غم عشق رخت دادم و عمریست
[...]
شور ستمت چند کند دور ز خویشم
شوری مکن ای کان نمک بادل ریشم
خونریزی مژگان تو ای مرهم دل چند
تا چند زنی بر دل ریش اینهمه ریشم
گر سرکشم از داغ تو ایشمع جفا کیش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.