چون ابر شب ز آتش تب میگریستم
از ترکتاز برق طرب میگریستم
جان داد و بوسه بر لب تیغ غمی نزد
بر تیره روزگاری لب میگریستم
گستاخ جان نثار تو میگشت دوش و من
در گوشهای ز شرم ادب میگریستم
حسنش فزون ز حوصله بینش است و من
بر عجز دیده شب همه شب میگریستم
او در کنار دیده فصیحی و تا سحر
من همچنان ز جوش طلب میگریستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و اندوه شاعر درباره عشق و غم ناشی از جدایی میگوید. شاعر به تعبیراتی مانند "ابر شب" و "آتش تب" اشاره میکند که نمایانگر احساسات عمیق اوست. او در یادآوری لحظات تلخ و غمانگیز، به بوسهای که بر تیغ غم گذاشته میشود اشاره میکند و از ناتوانی خود در بیان عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند. در واقع، شاعر همواره در حال گریه و lament کردن بر حال خراب خود و عشقش است، در حالی که معشوق در کنار او دم از زیبایی و فصاحت میزند. این تضاد احساسات شاعر، غم و شوق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: شب مانند ابری بود که از شدت تب میگریستم و از شدت شادی نیز به خاطر یاد تو اشک میریختم.
هوش مصنوعی: او جان خود را فدای عشق کرد و با بوسه به لب تیغ، از غم خود سخن نگفت، اما در روزهای سخت و تاریک، بیاختیار اشک میریخت.
هوش مصنوعی: دیشب یکی بیپروا و شجاع جانش را برای تو فدای تو میکرد، در حالی که من به خاطر شرم و ادب در گوشهای نشسته و اشک میریختم.
هوش مصنوعی: زیباییاش فراتر از آن است که تصورش را بتوان کرد و من به خاطر ناتوانیام از دیدن او، شبها حتی تا صبح گریه میکردم.
هوش مصنوعی: او در کنارم بود و به زبان فصاحت سخن میگفت، و من تا صبح به خاطر اشتیاقم همچنان در حال گریه بودم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.