یک گام گر از محمل غم بازپس افتم
پیش آیم و چون ناله به پای جرس افتم
داغم جگر سوخنگانست مرادم
نه شعله و دودم که به دنبال خس افتم
بر ناصیه دانه فریبم ننوشتند
در دام به امید وصال قفس افتم
مردم ادبم کاش گذارد که درین بزم
بیهوش تر از شهد به پای مگس افتم
هجرش چو منی را نرسد لیک فصیحی
گامی دوسه از خویش گهی پیش و پس افتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود در مورد غم و دوری از معشوق میگوید. او بیان میکند که هرگاه کمی از غم و اندوه فاصله میگیرد، دوباره به یاد معشوقش میافتد و مانند صدای جرس به او نزدیک میشود. داغ و اندوه او بسیار عمیق است و او این درد را با شعله و دود که به دنبال آتش میرود، تشبیه میکند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که در زندگیاش به خاطر عشقش با ناامیدی مواجه است و در آرزوی وصالی قرار دارد. در نهایت، او ابراز میکند که عشق و دوری از معشوقش آنقدر برایش سخت است که گاهی به حالت بیهوشی میافتد. این اشعار نشاندهنده غم و longing (خواسته و آرزو) عمیق اوست.
هوش مصنوعی: اگر یک قدم از بار غم بردارم و به عقب بروم، جلو میآیم و مانند نالهای که از انتهای زنگ جرس برمیخیزد میافتم.
هوش مصنوعی: درد و رنج من همانند سوختن دل افراد است؛ هدف من فقط شعله و دود نیست، بلکه به دنبال آثار و نشانههای کوچکِ خس و خاشاک میگردم.
هوش مصنوعی: بر پیشانی دانه فریب، چیزی ثبت نشده است؛ من در دام افتادم، به امید دیدار، ولی به قفس گرفتار شدم.
هوش مصنوعی: من願 دارم که مردم ادب مرا بپذیرند، تا در این محفل چنان غرق در لذت شوم که مانند مگسی بیهوش بر روی شهد بیفتم.
هوش مصنوعی: فراق او به من نمیرسد، اما سخن گفتن خوب بلدم. گهگاهی یک یا دو قدم از خودم جلو میروم یا به عقب برمیگردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.