ناله دردم و خوش بر سر کار آمدهام
از دل چنگ کنون بر لب تار آمدهام
آهم از شعله من باغ دلی آب دهید
که ز دریوزه جانهای فگار آمدهام
گریهام کز جگر سوخته در دیده ابر
بهر آرایش رخسار بهار آمدهام
نخل نومیدیم و میوه من سوختنست
اینک اندر جگر شعله به بار آمدهام
نی دل بلبلم و نی لب گل حیرانم
که درین باغ فصیحی به چه کار آمدهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از دردی عمیق و احساس ناامیدی سخن میگوید. او به نوعی ناله و شکایت اشاره دارد که از دلش برمیخیزد. دلش مانند باغی تشنه است و او خواهان تسکین و آرامش است. شاعر همچنین از گسیختگی و سوختن اشاره میکند، بهطوری که احساس میکند زندگیاش دچار آسیب شده است. او خود را در حالتی میبیند که نه دیگر از قافله دلباختگان است و نه در باغ زیبایی احساس آرامش میکند. به طور کلی، این شعر بیانگر غم و ناامیدی عمیق شاعر است که به دنبال معنا و زیبایی در زندگی میگردد.
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خود ناله میکنم و اکنون در حالی که دل و جانم در چنگ این درد است، به دنیای احساس و موسیقی آمدهام.
هوش مصنوعی: دلم را با محبت و زلالی سیراب کنید، چرا که من با درد و رنجی که در وجودم دارم، آمدهام تا از شعلههای عشق و ناراحتیهایم بگویم.
هوش مصنوعی: اشکهای من که از دل سوختهام میریزد، همچون ابرهایی است که برای زیبایی چهره بهار آمدهاند.
هوش مصنوعی: درخت نخل من ناامید است و میوهام در حال سوختن است، اکنون شعلهای در دل من به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: من نه دل بلبل را دارم و نه لبهای گل را، گیج و سردرگم هستم که در این باغ پر از زیبایی، چه هدفی دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.