در دلم آتش محبت اوست
آب چشمم ز دود فرقت اوست
نیست دود دلم به هیئت سرو
از دلم رسته سرو قامت اوست
لب لعلش که شد میْآلوده
چشمم آلوده خون ز حسرت اوست
رخشش ابرو باد و لمعه نعل
درگه پویه برق آفت اوست
گر ذلیلم به عشق و می ای شیخ
این مذلت هم از مشیت اوست
بنده پیر دیرم ای زاهد
که فراغم ز درد صحبت اوست
فانی و دلبر خراباتی
که فنا حاصلش ز خدمت اوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عواطف عمیق خود را نسبت به محبوبش بیان میکند. او نشان میدهد که عشق و محبتش نسبت به محبوبش مانند آتش در دل او شعلهور است و اشکهایش ناشی از دوری اوست. او به زیبایی محبوبش اشاره کرده و بروز احساس حسرت و ذلت خود در عشق را مطرح میکند. همچنین با اشاره به حال و روز خود به عنوان بندهای از عشق، از این وضعیت به عنوان مقدر پیشبینی شده یاد میکند و فانی شدن در عشق را نشانهای از خدمت به محبوب میداند. شاعر به زیبایی از پیوند بین عشق و درد و زیبایی محبوبش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در قلب من عشق او شعلهور است و اشکهایم به خاطر دوری از او ناشی از درد و سوزش است.
هوش مصنوعی: دل من مانند دودی نیست که از سروی جدا شده باشد، بلکه آنچه باعث زیبایی و قامت اوست، از دل من ریشه گرفته است.
هوش مصنوعی: لبهای قرمزش که به میآلوده، باعث شده چشمانم از شدت حسرت او پر از اشک خونین شود.
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند ابری است که میرقصد و درخشش نعل اسب در کنار درگاه، نمادی از روشنی و زیبایی اوست.
هوش مصنوعی: اگر من در عشق ذلیل و خوار شدم، ای شیخ، این خاری هم از اراده و خواست اوست.
هوش مصنوعی: من سالهاست که در جمع اهل دل بودهام و ای زاهد، خوشحالم که از درد دوری و صحبت با او رهایی یافتهام.
هوش مصنوعی: عشق به معشوقی که در حال و هوای خراباتی زندگی میکند، باعث میشود هر چه هستی و وجود انسان ناپدید شود، چرا که رسیدن به او تنها از طریق خدمت و بندگی ممکن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جمع ایشان دلیل قدرت اوست
قدرتش نقشبند حکمت اوست
همه آفاق عکس طلعت اوست
دو جهان پر ز نور وحدت اوست
دل سراپردهٔ محبتِ اوست
دیده آیینهدارِ طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
تو و طوبی و ما و قامتِ یار
[...]
جان ما بندهٔ محبت اوست
زندگی در حضور حضرت اوست
نور خلوتسرای دیدهٔ ما
پرتوی از شعاع طلعت اوست
کشتهٔ تیغ عشق شد دل ما
[...]
آنکه عالم رهین منت اوست
دولت جاودان محبت اوست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.