رندان که میل باده به دیر فنا کنند
آیا بود که جام اشارت بما کنند
رنجم خمار گرچه بود مهلک ای حکیم
باید که هم به جام شرابش دوا کنند
ماییم و خاک دیر حجابش کنند رفع
آنانکه چشم روشن ازین توتیا کنند
ندهند نیمه جان مرا می به میکده
چون قطره اش به جان گرامی بها کنند
از کلک صنع زانچه رقم شد صواب دان
فکر خطا بود که خیال خطا کنند
رندان که تیره اند ز بد مستیم به دیر
یک شیشه می برم برشان تا صفا کنند
زهاد اگر کشاد ندیدند در ورع
فانی صفت عزیمت دیر فنا کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال رندان (افرادی که به دنبال لذتهای دنیوی هستند) و ارتباط آنها با میکده و شراب میپردازد. او اشاره میکند که حتی اگر شراب برای رندان مضر باشد، باید به دلیل خواص مثبت آن، برای خود نیز از آن استفاده کنند. شاعر از دردی که از خمار ناشی میشود صحبت میکند و میگوید که باید از شراب به عنوان دارو استفاده کنند. همچنین اشاره میکند که کسانی که به دنبال نور و روشنایی هستند، از میکده و شراب به عنوان جادهای به سمت روشنی بهره میبرند. در نهایت، او به تقابل زاهدان و رندان میپردازد و میگوید زاهدان اگر نگرش سختگیرانهای نسبت به دنیا دارند، ممکن است از حقیقت فاصله بگیرند.
هوش مصنوعی: آیا میشود که کسانی که به دنیا و لذتهای آن پشت میکنند، یک اشاره به ما بکنند و حال ما را به بادهنوشی در این مکان عرفانی تحریک کنند؟
هوش مصنوعی: اگرچه درد و رنج ناشی از پیری و خماری سخت و مهلک است، ای حکیم، باید بدانیم که حتی در این حال باید با نوشیدن شراب به درمان آن بپردازیم.
هوش مصنوعی: ما در کنار خاکی هستیم که گناه و پردهپوشی آن، باعث دوری کسانی میشود که با چشم بینا به حقیقت مینگرند و از صفای آن بهرهمند میشوند.
هوش مصنوعی: نمیخواهند که حتی نیمه جانم را با شراب میکده پر کنند، اما در عوض، این قطره شراب را به جان گرامی من ارزش مینهند.
هوش مصنوعی: از جیرهٔ آفرینش، هر چیزی که نوشته شده، درست است. اما این فکر نادرست است که در ذهن، خطا را به اشتباه بیندازیم.
هوش مصنوعی: افرادی که در زندگی دچار سختی و تاریکی هستند، در مکانی که به عبادت میپردازند، با همراه داشتن یک شیشه نوشیدنی، به آنها آرامش و صفا میبخشم.
هوش مصنوعی: درست است که زهد و پرهیزکاری قابل توجهی دارند، اما اگر نتوانند در سختیها و مشکلات خود را ثابت قدم نگهدارند، به زودی از بین میروند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پیشوای شرع که ایناء روزگار
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
[...]
آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
از مشک اگر کنند حدیثی خطا کنند
گر کام اوست ریختن خون عاشقان
آن به که کامش از دل شیدا روا کنند
بیهوده رنج میبرد از دست ما طبیب
[...]
درد دل مرا چو اطبا دوا کنند
درمان درد ما لب لعل شما کنند
بیچارگان شوق که بینند روی او
این بس بود ز دور که او را دعا کنند
شاهان چو در گذار ببینند خسته ای
[...]
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد
[...]
آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
جانها به جای جامه به بویش قبا کنند
آنان که یافتند اثر کیمیای «فضل »
مس را به التفات نظر کیمیا کنند
ای خسته ای که بی خبر از درد دوستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.