چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او
شیشه سبز است و اشکم باده گلگون در او
شد جهان از اشک من دریا و می ترسم شود
غرقه از بار دل من زورق گردون در او
جا درون دل گرفتی چاکش از پیکان بدوز
تا نیابد ره خیال غیری از بیرون در او
رشته جان گر ز زلفت نگسلد چندین مپیچ
جان من گو باش یک تار دگر افزون در او
عشق تو هوشم ز دل بربود ترک عشوه ده
باده مست افتاد و مردافکن مریز افیون در او
روی مجنون بود در لیلی ولی زد بحر عشق
عاقبت موجی که گم شد لیلی و مجنون در او
مخزن سلطان عشق آمد دل جامی و نیست
جز خیال لعل جانان گوهری مخزون در او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق خود میپردازد. در ابتدا، چشمان محبوب را به صورت چرخ اخضر و اشک خود را به باده گلگون تشبیه میکند. او از غم و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید و از این میترسد که بار دلش باعث غرق شدن دنیا شود. همچنین، دلی که در آن عشق را در خود نگهداشته و تارهای جانش به زیبایی محبوب گره خورده، به تصویر کشیده میشود. شاعر عشق را مانند بادهای مستکننده توصیف میکند که او را از خود بیخود کرده و به جنون میکشاند. در نهایت، دل شاعر را مخزن عشق میداند که تنها خیال محبوب در آن باقی مانده است. کل شعر نمایانگر عواطف شدید و پیچیدگیهای عشق و وابستگی عمیق شاعر نسبت به محبوبش است.
هوش مصنوعی: چشمهای سبز من باعث شدهاند که اشکهای قرمز من مانند نوشیدنی درون یک شیشه سبز به نظر برسند.
هوش مصنوعی: جهان به سبب اشکهای من به دریایی تبدیل شده و من نگران این هستم که کشتی دوران به خاطر سنگینی بار دل من در آن غرق شود.
هوش مصنوعی: در دل جا کردهای، آن را با تیر از بیرون محکم بنداز تا خیال کسی جز تو به آنجا راه نیابد.
هوش مصنوعی: اگر رشته جان من از زیباییهای تو نمیگسست، چرا اینقدر خود را در زلف تو بپیچم؟ جان من بگو که تنها یک تار مو بیشتر در آنجا اضافه کن.
هوش مصنوعی: عشق تو عقل و هوش مرا از من گرفت. دیگر از حال خود بیخبرم، بادهای در دلم برپا شده و به حال زاری افتادهام. چیزی در من نریز که مرا بیشتر از این به بیخبری و غفلت نکشانی.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به شدت عشق مجنون به لیلی دارد. او که تحت تأثیر عشق قرار گرفته، به دریا مانند عشقی عمیق میماند؛ در نهایت، این موج عشق باعث میشود که لیلی و مجنون در آن دریا گم شوند و خود را فراموش کنند.
هوش مصنوعی: دل مانند جامی است که سرشار از عشق است و هیچ چیزی جز تصور زیبایی معشوق در آن نیست. درون این دل، گوهری ارزشمند و نهفته وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم گریانم که میگردد ز شوقت خون در او
جا ندارد جز خیال آن لب میگون در او
غنچهٔ سیراب از باران اشکم در چمن
چشمهٔ خونست و غلتان لؤلؤ مکنون در او
آنچه روی عالمافروز است هرسو جلوهگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.