گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۸

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیش ازینم خوشترک می‌داشتی

تا چه کردم؟ کز کفم بگذاشتی

باز بر خاکم چرا می‌افگنی؟

چون ز خاک افتاده را برداشتی

من هنوز از عشق جانی می‌کنم

تو مرا خود مرده‌ای انگاشتی

تا نیابم یک دم از محنت خلاص

صد بلا بر جان من بگماشتی

تا شبیخونی کنی بر جان من

صد علم از عاشقی افراشتی

من ندارم طاقت آزار تو

جنگ بگذار، آشتی کن، آشتی

هان! عراقی، خون گری کامید تو

آن چنان نامد که می‌پنداشتی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کنکوری عاشق شعر در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۶ نوشته:

سلام
ببخشید تو این قسمت بیت که میگند :من ندارم طاقت آزار تو ....
منظورشون اینکه تحمل آزار از طرف معشوق را ندارند یا اینکه نمیتونن با معشوقشون بنجنگن و اذیتش کنن:| :/

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.