گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر شکسته دلانت هزار جان دارند

به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند

شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش

چه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند

کسان که وصل تو یک دم به نقد یافته‌اند

از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند

چو بگذری به تعجب تو ماهروی به راه

چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند

خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت

که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند

مجاهدان رهت تا عنایت تو بود

چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟

ز آب دیده و تاب دل است غمازی

وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند

غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش

چه تندرستان خود را ناتوان دارند؟

اگر کسی به شکایت بود ز دلبر خویش

ز تو عراقی و دل شکر بی‌کران دارند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.