گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

اکسیر اعظم است در این روزگار کو

حلقه بگوش دنیی نا پایدار نیست

یکدل در اینزمانه نیابی که روز و شب

بر مرکب هوای طبیعت سوار نیست

با هر که ساعتی بنشینی هوای او

جز در فضایل زر کامل عیار نیست

میر و وزیر و مفتی و شیخ و مرید را

مانند باد هرزه رو و خاکسار نیست

آنکس فراز مسند شاهی نهد قدم

کاو را بتخت و افسر و زر افتخار نیست

فردا کسی شراب سعادت خورد مدام

کامروز از شراب هوا در خمار نیست