ایصاحبی که همت بی منتهای تو
آئین جود می ندهد یکزمان ز دست
بگشاد کار خلق جهان کلک لاغرت
ز آندم که بر مصالح خلقان میان ببست
رأی منیرت آب رخ آفتاب ریخت
دست و دل تو رونق دریا و کان شکست
معلوم تست ز آنکه ز دستان بهمنی
بیچاره چاکر تو چو دستان بجان بجست
باران چو تیر گشت روان از گشاد ابر
ز آندم که مهر تیغ زن اندر کمان نشست
هر کس که داشت مهر تواش پشت گرمئی
از باد سرد حادثه ها جاودان برست
تابنده را ز زحمت باران دهی خلاص
بارانی لطیف بدو بخش از آنکه هست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از صفات برجسته و بینظیر یک دوست یا محبوب سخن میگوید که با مهربانی و لطفش، به زندگی دیگران رونق میبخشد. او تأکید میکند که این دوست، با بخشش و جود خود، مشکلات و سختیهای زندگی را کم میکند و به یاری دیگران میشتابد. شاعر همچنین به تأثیر مثبت این محبت و مهربانی بر زندگی و طبیعت اشاره میکند، بهطوریکه مانند بارانی لطیف، آرامش و راحتی را به همراه آورده است. در نهایت، او از قدرت و نور امیدی سخن میگوید که از وجود این دوست حاصل میشود.
هوش مصنوعی: ای دوست، تمام تلاش و کوشش تو آنقدر بینظیر است که مانند قوانین سخاوت در دنیا نمیتوان آن را در یک زمان محدود کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که قلم لاغر تو روی مصالح و نیازهای مردم کار کرد، در آن لحظه راه حلها و امکانات زندگی برای جهانیان بهوجود آمد.
هوش مصنوعی: رای تو مانند نوری است که درخشش آفتاب را در بر میگیرد و وجود تو، همچون آب زلالی است که دریا و خزانهها را سرشار میکند.
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که از نوع ارتباط و رفتاری که با دیگران داری، میتوان فهمید که محبوبیت و مقام تو چقدر است. به عبارتی، اگر آنهایی که از تو تبعیت میکنند و در خدمت تو هستند، افراد ضعیف و بیچارهای باشند، سوابق و موقعیت تو نیز قابل تامل و نامناسب است.
هوش مصنوعی: باران مانند تیرهای باران زا از میان ابرها به زمین میریزد. این پدیده از زمانی شروع میشود که خورشید مثل تیغی در کمان آسمان قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت تو را در دل داشته باشد، در برابر مشکلات و سختیها مانند گرمایی است که از سرما و باد سرد اتفاقات ناگوار او را محافظت میکند.
هوش مصنوعی: با زحمت باران، میتوانی نجاتدهنده را آزاد کنی؛ بارانی نرم به او بده و از آنچه که وجود دارد، به او ببخش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.