می نوش و شادباش و طرب کن که دمبدم
نو مهره ئی برآید ازین حقه کهن
چیزیکه هست و بود و بود نیست غیر این
این لوح اگر هزار پی آری ز سر به بن
زای زبان عجز گره میشود چو ها
در شرح آنکه هست بر آن دال کاف کن
ابن یمین نصیحت پیرانه میکند
تا بخت نو جوان شودت گوش کن سخن
گر رنج دل همی طلبی از برای رزق
فکرت بجمع بیشتر و پیشتر مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به شادی و لذت از زندگی پرداخته و به این نکته اشاره دارد که هر لحظه جدیدی ممکن است فرصتی تازه برای تجربه خوشیها باشد. شاعر تاکید میکند که در زندگی حقیقی، چیزهایی فراتر از ظواهر وجود دارد و باید به عمق آن پی برد. همچنین، نصیحتی به جوانان میکند که از تجربههای پیران بهره ببرند و برای بهبود وضعیت خود، به فکر باشند و از درگیریهای ذهنی بیمورد دوری کنند. در نهایت، بر اهمیت جمعآوری فکر و توجه به لحظات زندگی تاکید میکند.
هوش مصنوعی: نوشیدن و شادی کردن و لذت بردن را فراموش نکن، زیرا هر لحظه ممکن است یک نعمت جدید از این دنیا به دست آید.
هوش مصنوعی: چیزی که وجود دارد و بوده و هیچ چیز دیگری نیست، غیر از این، اگر بخواهی هزار بار به عمق آن بروی، باز هم از ابتدا تا انتها تنها همین است.
هوش مصنوعی: وقتی زبان از بیان ناتوان باشد، مانند اینکه در تلاش برای توصیف موضوعی باشید که نمیتوانید به خوبی آن را توضیح دهید، در این حالت باید به حرفی ساده و کوتاه رجوع کنید.
هوش مصنوعی: پیرمردی با تجربه به تو راهنمایی میکند تا بخت و زندگیات بهتر شود. حرفهای او را با دقت گوش کن.
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی آرامش دل هستی، برای تأمین روزی خود بیشتر از این تلاش نکن و دست از کوشش بیهوده بردار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن
گفتا یکی شکفته گلست و یکی سمن
گفتم در آن دو زلف شکن بیش یا گره
گفتایکی همه گره است و یکی شکن
گفتم چه چیز باشد زلفت در آن رخت
[...]
کردم تهی دو دیده بر او من چنانک رسم
تا شد ز اشکم آن ز می خشک چون لژن
من کرده پیش جوزا، وز پس نبات نعش
اینهم چو باد بیزن و آنهم چو با بزن
ای گلبن روان و روان را بجای تن
پیش آر جام و تازه کن از راح روح من
زان می که رنگ و بوی تقاضا کند ازو
د رکوهسار لاله و در باغ یاسمن
خمری که مشک خفته و بیدار در دو حال
[...]
زیرا که نیست از گل و از یاسمن کمی
تا کم شدهست آفت سرما ز گلستان
تا باد ماه آبان بگذشت در چمن
شد زرد و پر ز گرد به اندر چمن چو من
چون تخته های زرین بر نیلگون پرند
برگ چنار ریخته از باد در چمن
بر شاخ نار نار کفیده نگاه کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.