گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

پریشان باد هر کو خاطری را

ز فعل خویشتن دارد پریشان

اگر بازی ز صیدی برکند پر

پدید آرد قضا در هر پریش آن

گروهی را که ایذا گشت عادت

هزاران لعنت ایزد بر ایشان