من نیم چون مرد سالوس و فریب
پرده ناموس خود خود میدرم
قلب خود را سکه رندی زده
پیش صرافان عالم میبرم
گر ز دخت رز بریدم زهد نیست
مصلحت را راه او می نسپرم
بوی خون آید ز وصل دخت رز
تا بمانم سوی او می ننگرم
لیک هر وقت از زمرد گون کنب
کوری افعی غم را میخورم
تا بر اینقانونم ای ابن یمین
کس نبینی ز اهل معنی منکرم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به بیان تضادهای درونی خود میپردازد و از دورویی مردان فریبکار فاصله میگیرد. او با اشاره به بهای قلبش، به دنبال عشق حقیقی است و به مسائلی مانند زهد و مصلحت توجه نمیکند. شاعر در مواجهه با عشق "دخت رز" احساسات پیچیدهای دارد و از درد و غم ناشی از این عشق صحبت میکند. او به حالتهای درونی و مبارزات خود اعتراف میکند و در نهایت از تمایز خود با دیگر اهل معنی میگوید.
هوش مصنوعی: من مانند مردان فریبکار و نفاقباز نیستم که پرده عفت را کنار بزنم و خودم را به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: قلب خود را همچون سکهای با ارزش به نمایش میگذارم و به بازار عرضه میکنم تا در چشم افراد با تجربه و دانا، ارزش خود را پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر از دختر گل جدا شوم، زهد و پرهیزکاری نیست، من راه مصلحت را به او نمیسپارم.
هوش مصنوعی: بوی خون از اتحاد و ارتباط با دختر گل به مشام میرسد، تا زمانی که به سوی او میروم، نگاهم را برنمیدارم.
هوش مصنوعی: اما هر زمان که از کنب زمردی بگذرم، غم را مانند کوری افعی احساس میکنم.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که من، که فرزند یمین هستم، هیچکس از اهل معنا را تا زمانی که در این قانون هستم نمیبینم و از دیدگاههای آنها انکار میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر تویی ای چرخ گردان مادرم
چون نهای تو دیگر و من دیگرم؟
ای خردمندان، که باشد در جهان
با چنین بد مهر مادر داورم؟
چونکه من پیرم جهان تازه جوان
[...]
عقل صد مسهل به طبعم بیش دارد
تا چنین در نظم و نثرش کرد نرم
چون بدانستم که بی اسهال او
مجلس سردان نخواهد گشت گرم
کافرم گر قطرهای زین پس ریم
[...]
دخل عمرم خرج شد در انتظار
گرچه من بر صبر کردن قادرم
بیش ازین دانم که تاب صبر نیست
فی المثل گر خود ادیب صابرم
گر شود این آهنت چون موم نرم
تو شوی در عشق، چون داوود گرم
چون گذشت آن مجلس و خوانِ کرم
دست او بگرفت و بُرد اندر حرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.