گنجور

 
ابن یمین

ز دیوانه ئی کرد روزی سؤال

سلیمان مرسل علیه السلام

که چون بینی این سلطنت کز پدر

مرا ماند با اینهمه احتشام

چه خوش گفت دیوانه او را جواب

که چون نیست این سلطنت مستدام

پدر مدتی آهن سرد کوفت

تو در باد پیمودنی صبح و شام