گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

زینسان که دور مانده ز یاران جانی ام

مردن هزار بار به از زندگانی ام

ایچرخ بیوفا چه شود گر ز روی مهر

بار دکر بآن مه تابان رسانی ام

ای بخت اگر بخاک درش جادهی مرا

بر مسند سعادت و دولت نشانی ام