آنرا که بخت یار و سعادت بود رفیق
باشد گشاده سوی مراد دلش طریق
منت خدایرا که مرا کرد کامکار
بر چشمه سار کوثر و برهاند از حریق
ناخوانده همچو روزی نیک اختران رسید
با طلعتی چو روز شب قیرگون غسیق
برجستم از نشاط و صراحی گرفته پیش
بر دست او نهاده یکی ساغر رحیق
می خورد و مست گشت و بخفت و بخواب رفت
ذکر اللتی و ما فعلت به بعد لا یلیق
هنگام صبحدم چو سر از خواب برگرفت
بگشاد لب بخنده و پس گفت ای صدیق
در حیرتم ز ابن یمین و شطارتش
تا ره چگونه برد شب تیره در مضیق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره خوشبختی و سعادت شخصی است که بخت یارش بوده و به آرزوهایش دست یافته است. او از خداوند به خاطر موفقیتش تشکر میکند و به زیبایی طبیعت و استفاده از آن برای خوشگذرانی اشاره میکند. در ادامه، او از حالتی شاداب و مستی میگوید که در آن به همراه دوستانش نشسته و از خوشی لذت میبرد. پس از بیدار شدن در صبح، او با تعجب به وضعیت خود و دوستانش مینگرد و به مسیری که در شب تیره طی کردهاند، فکر میکند. متن به طور کلی حس نشاط و شادی را منتقل میکند و بر اهمیت دوستان و لحظات خوش زندگی تأکید دارد.
هوش مصنوعی: کسی که خوشبختی و سعادت به او رو کرده باشد، در زندگیاش دوستانی خواهد داشت که او را به سمت آرزوها و خواستههایش هدایت میکنند.
هوش مصنوعی: سپاسگزار خداوند هستم که مرا به موفقیت رساند، در کنار چشمهی کوثر قرار داد و از آتش دوزخ نجات داد.
هوش مصنوعی: یک روز خوش و زیبا با چهرهای روشن و دلپذیر مانند روزهای خوب به من رسید، در حالی که حال و هوای شب تار و تیره را داشت.
هوش مصنوعی: از شوق و شادی به ارتفاع رفتم و با یک ظرف پر از نوشیدنی خوشمزه، پیش او ایستادم و یکی از جام های نیکویش را در دست گرفتم.
هوش مصنوعی: او مشغول نوشیدن شد، مست گشت و به خواب رفت. به یاد کارهایی که انجام داده بود، دیگر نیازی به نگرانی نیست.
هوش مصنوعی: وقتی که صبح زود از خواب بیدار شد، لبخند زد و گفت: ای دوست راستگو.
هوش مصنوعی: من در تعجب هستم از ابن یمین و شجاعت او که چگونه در شب تاریک و تنگ، مسیر را پیدا کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق
فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق
یک جام خون بچهٔ تاکم فرست ، از آنک
هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق
تا ما به یاد خواجه دگر بار پر کنیم
[...]
ای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق
فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق
لختی ز خون بچهٔ تاکم فرست از آنک
هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق
تا ما به یاد خواجه دگربار پر کنیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.