گنجور

 
ابن یمین

الهی مرا چون سرای سپنج

سرانجام باید بغیری سپرد

ازین منزلم اندک اندک مبر

که خوش مرد آنکو بیکبار مرد

نخواهم حیاتی که مر شخص را

گر انسان بود زنده نتوان شمرد

سعادت رفیق کسی کرد حق

که او را ز گیتی بیکبار برد