|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر به مقایسه فرزند و پدر پرداخته شده است. شاعر بیان میکند که فرزند خواجه در هنر به اندازه پدرش نیست، حتی اگر از نظر شکل و ظاهر شبیه او باشد. او به این نکته اشاره میکند که ارزش واقعی به جوهر و محتوا است نه به ظاهر. همچنین به نقل قولی از خاقانی اشاره میکند که به اهمیت درک و شناخت میپردازد. در پایان، با مثال مار، اشاره میشود که ممکن است ظاهراً شبیه هم باشند، اما ویژگیها و خاصیتهای درونی متفاوتی دارند.
هوش مصنوعی: فرزند خواجه در مهارت و هنر نسبت به پدرش ضعیفتر است، هرچند که از نظر ظاهر و شکل و شمایل شبیه اوست.
هوش مصنوعی: نگاه نکن که چه کسی پدر و چه کسی پسر است، بلکه به عمق موضوع توجه کن؛ زیرا گاهی ارزش یک چیز به ذات و محتوای آن است، نه به ظاهرش.
هوش مصنوعی: خاقانی، شاعر بزرگ، به شیوهای بدیع و مؤثر سخن میگوید و در اینجا نکتهای مهم را بیان میکند که شنیدنش از اهمیت زیادی برخوردار است.
هوش مصنوعی: فرض کن که اگر مار، تن خود را کند و به شکل ماری درآید که زهرش برای دشمنان آسیبزا و مهرهاش برای دوستان مفید باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نیستی درون دلم آتش فراق
کم هر زمان بسوزد از و استخوان و پوست
چندان بگریمی، که مرا آب چشم من
برداردی روان و ببردی به کوی دوست
ای تو کیای ما و جهانی تو را رهی
خار دو چشم دشمنی و ورد دست دوست
شد سهل و حق خدمت من سهل برگرفت
در خون سرشته به که چنانش سرشت و خوست
سختی مکن تو نیز چنان سست رای از آنک
[...]
مقلوب لفظ پارس به تصحیف از کفت
دارم طمع که علت با من ز دست کوست
تصحیف قافیه که به مصراع آخرست
گر ضم کنی بر آنچه مسماست همنکوست
آن دو لطیف را سیمی هست هم لطیف
[...]
خاقانی آن کسان که طریق تو میروند
زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست
بس طفل کارزوی ترازوی زر کند
نارنج از آن خورَد که ترازو کند زِ پوست
گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار
[...]
ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
ابن یمین مرنج که بدشان سرشت و خوست
گر طعنه ئی زنند بر اشعار عذب تو
اینفرقه عوام که بعضی نه خاص اوست
درهم مشو که بیهنر از غایت حسد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.