تا بر سریر حسن تویی ماهچهرهای
هستم ز عشق تو در شهر شهرهای
ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیم
هستند در مقار نه ماهی و زهرهای
چون جزع دلفریب تو هرگز به جادویی
نامد برون ز حقه افلاک مهرهای
چشم بد از تو دور که مانی به عمر خویش
نقشی نبست چون تو و نگشاد چهرهای
کاری تراست بر دل عشاق مستمند
هر غمزهای ز چشم تو از زخم دهرهای
ابن یمین طمع به وفای تو چون کند
او را بس ار بود ز جفای تو بهرهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را به ماه تشبیه میکند. شاعر از عشق و جذبهای که نسبت به معشوق دارد، صحبت میکند و بیان میکند که هیچ زیبایی مثل او وجود ندارد. همچنین، شاعر به تأثیر عشق بر دل عاشقان اشاره کرده و نشان میدهد که معشوق با غمزگیها و نگاههایش دل عاشقان را مجروح میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی خود از وفای معشوق اشاره میکند و میگوید که او نمیتواند به محبت معشوق امیدی داشته باشد.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو در این شهر معروف و مشهور هستم و در کنار زیبایی تو مانند ماه بر فراز تخت زیبایی قرار دارم.
هوش مصنوعی: شکل و زیبایی چهره او مانند نقره است و از طرف دیگر، ویژگیهایی دارد که او را به ماه و زهره (ونوس) شبیه میکند.
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری به زیبایی و جذابیت دلفریب تو وجود ندارد که بتواند مثل یک جادو از فرمان آسمانها بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: چشم زخم از تو دور باشد، چرا که در طول عمر خود هیچکس مانند تو تأثیری بر من نداشته و چهرهای به زیبایی تو ندیدهام.
هوش مصنوعی: کار تو به دل عاشقان زخمخوردهای مربوط است؛ هر نگاهی از تو برایشان همچون درد و رنجی است که از زندگی کشیدهاند.
هوش مصنوعی: ابن یمین نمیتواند به وفاداری تو امیدی داشته باشد، زیرا اگر تو از جفایت سهمی نصیب او کنی، کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.