حبذا نزهت ایام بهار
که برد ز اهل خرد صبر و قرار
سجع گویان شده از ذوق و طرب
قمری و فاخته بر سرو و چنار
وقت آنست که از خانه کنند
بتماشا سوی گلزار گذار
دشت از سبزه چو دریا در موج
ریخته گوهر عشرت بکنار
گوهر عشرت اگر میطلبی
گذری کن سوی آن دریا بار
ساقیا سبحه و سجاده بگیر
بر خمار برو باده بیار
نقد را دان که نبینم اثری
با تو امسال ز آینده و پار
اینجهان مزرعه آخرتست
هر چه خواهد دلت ایدوست بکار
دهقنت پیشه گرفت ابن یمین
تا هم از کشت خودش آرد بار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار اشاره میکند و حال و هوای شادابی که این فصل به ارمغان میآورد را توصیف میکند. او مردم را به تماشای گلزار و لذت از طبیعت دعوت میکند و به زیباییهای دشت پر از گل و سبزه میپردازد. همچنین، شاعر بر اهمیت گذراندن لحظاتی شاد و نیکو در زندگی تأکید میکند و یادآور میشود که این جهان، مزرعهای برای آخرت است که باید از آن بهرهبرداری کرد. او خود را به عنوان دهقانی معرفی میکند که میکوشد از تلاشهایش ثمر بیاورد.
هوش مصنوعی: چه خوب است که روزهای بهار، آرامش و صبر را از اندیشمندان و خردمندان میگیرد.
هوش مصنوعی: پرندههایی مانند قمری و فاخته از شادی و هنر، دلنشین و زیبا به گرد درختان سرو و چنار میچرخند.
هوش مصنوعی: زمانی است که از خانه بیرون بیایند و به تماشای گلها در باغ بروند.
هوش مصنوعی: دشت پر از سبزه است که مانند دریا، موجهایش خوشحالی و شادی را به کنارهها میآورد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال شادی و لذّت هستی، باید به سوی دریا و وسعت آن بروی.
هوش مصنوعی: ای جامداده، صفا و عبادت را کنار بگذار و به میخانه برو و شراب بیاور.
هوش مصنوعی: به خوبی بدان که من امسال هیچ نشانی از تو نمیبینم، چه به حالتی که باشد و چه به یاد گذشته.
هوش مصنوعی: این دنیا مانند مزرعهای است که نتایج آن در آخرت مشخص میشود. هر چیزی که خواسته و آرزوی دلت باشد، باید در این دنیا کشت و کار کنی.
هوش مصنوعی: کشاورز برای تأمین زندگیاش به زراعت و کشت محصولات خود روی آورد تا از برداشت آنها بهرهمند شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پسر! جنگ بنِه، بوسه بیار
این همه جنگ و دُرُشتی به چه کار؟!
جنگ یکسو نِه و دلشاد بِزی
خویشتن را و مرا رَنجه مَدار
هر دو روزی، سخنی پیش مگیر
[...]
ساقیا جام دل افروز بیار
فتح شه یاد کن و می بگسار
فتح قنوج که شمشیرش کرد
اندرین فتح شه آورد شکار
لشکرش گرد برآورد از خون
[...]
«حا»ش حاشا که بود گاه شمار
بجز از عد جنان نکته گزار
سازگار تو بود در همه کار
بر مراد تو بود کارگزار
ای جهاندار جهانگیر مدار
مهر عدل تو فلک را معمار
ای جهان از تو همه دم نوروز
وی هرات از تو همه روز بهار
دوش با دست تو همت میگفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.