|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که چشمهایش به اندازه کافی برای گریه کردن ندارند و در اندوه او به اندازهی لعل (سنگ قیمتی) و یشم (سنگ گرانبها) بیفایدهاند. او به گرمابه میرود تا گریه کند و این احساس را به تمامی اعضای بدنش منتقل کند. به نوعی، او نشان میدهد که اندوه عمیقش به قدری است که حتی اعضای بدنش به درد آمدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی که در غم و اندوهی عمیق هستم، حتی اشکهایم هم نمیتوانند تسکینی برای دردِ دل من باشند، چون مانند زیبایی لعل مرصع (جواهر ارزشمند) در کنار سنگ جَشم (گرفتن خود) تو خالی و بیمعنا به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: من به حمام میروم تا بتوانم به راحتی گریه کنم و اشکهایم با همه وجودم، همچون اشکی که از چشمانم میریزد، بیرون بیاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر ایشان یکی بانگ برزد به خشم
بتابید روی و بخوابید چشم
همی راند چون موج دریا بخشم
سوی یار دل، سوی بدخواه چشم
بزرگی که اختر گه مهر و خشم
به فرمان او دارد از چرخ چشم
جهانجوی آمد فراتر به خشم
زخواب آنگهی دیو بگشاد چشم
بدان پاسبانان برآورد خشم
بدیشان بگرداند از کینه چشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.