چون باد صبا از آن پریوش
این قصه شنید شد مشوش
آمد سوی عاشق جگرسوز
گفتش سخنان آن دلافروز
حرفی چو رسید از آن به گوشش
برد انده عاشقی ز هوشش
امید به هوش بازش آورد
در دایره نیازش آورد
با باد به صد فغان و زاری
گفت از سر عجز و خاکساری
کای پیک سبکرو سحرخیز
دست من و دامن تو برخیز
بشتاب ز گرد ره دگر بار
او را ز من این پیام بگزار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزلی از شاهنامه در اینجا بیان میکند که باد صبا به پیام عاشقی میرسد و او را دچار نگرانی میکند. عاشق از این پیام تحت تأثیر قرار میگیرد و با دلسوزی به باد میگوید که برای دوستش پیامی را برساند و او را از غم و اندوه عاشقانهاش آگاه کند. عاشق امیدوار است که باد بتواند پیام او را به معشوق برساند و از او بخواهد که به او نزدیکتر شود.
هوش مصنوعی: وقتی باد صبا این داستان را از آن دختر زیبا شنید، بسیار ناراحت و دلنگران شد.
هوش مصنوعی: به سوی عاشق جگرسوز آمد و صحبتهای دلانگیزی را با او در میان گذاشت.
هوش مصنوعی: وقتی خبری به او رسید، احساس غم و اندوه عشق بر او تسلط پیدا کرد و باعث شد که از حال و هوش خودش خارج شود.
هوش مصنوعی: امید باعث شد که او دوباره به خود بیاید و در دایره نیازها و خواستههایش قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: باد با صدای بلند و نالههای دلسوزانهاش به همه گفت که از روی ناتوانی و خاکساری صحبت میکند.
هوش مصنوعی: ای فرستاده ی سریع و شاداب صبح، برخیز و دست مرا بگیر و دامن تو را هم بلند کن.
هوش مصنوعی: زود باش و به سمت او برو و این پیام را از سوی من به او برسان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.