مرحبا ای ساقی فرخنده پی
خیز واز مینا به ساغر ریز می
ساغری ده تا دماغی تر کنیم
پیش از آن کز چشمه کوثرکنیم
ساقیا ز اندازه بیرون تشنه ایم
ساغری در ده که افزون تشنه ایم
مر مرا در ده می ناب آنقدر
که نه سر دانم ز پا نه پا زسر
خیزو از آن راح روح افزا بیار
تا بریم انده ز دل صهبا بیار
ساقیا خیز و می نابم بده
تا نگشتم خاک از آن آبم بده
زآن شرابم ده که بی خود سازدم
بی خود اندر گوشه ای اندازدم
خودستانی را فراموشم کند
چون غلامان حلقه درگوشم کند
سوی کوی بیخودی راهم دهد
بیخودم سازد وزآن جاهم دهد
بی خبر ازجسم وجان سازد مرا
فارغ از رنج جهان سازد مرا
مر مرا بیهوش و لایعقل کند
یک نفس از خود مرا غافل کند
غم برد شادی دهدجان پرورد
آنچنان جانی که ایمان پرورد
ساقی این خود بینی آخر تا به کی
یک زمان کن مر مرا بیخود ز می
نه می پرورده پیرمغان
دختر رز مادر شر باشد آن
ز آن میم ده کز پسش نبود خمار
یعنی از صهبای حب هشت وچار
این چنین می خوش بود در کام من
باد از این می لبالب جام من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که بیدرنگ شراب خوشنوشی را برای او بیاورد تا از آن بنوشد و به حالت بیخودی و سرمستی دست یابد. او تشنهاست و میخواهد قبل از آنکه به مشکلات و غمها فکر کند، از این می ناب بهرهبرداری کند. شاعر به طور خاص به اثرات مثبت و شادیبخش شراب اشاره میکند و میگوید که این نوشیدنی میتواند او را از دردها و رنجهای زندگی رهایی بخشد. او از ساقی میخواهد که با شراب نابش او را به حالت سرخوشی و بیخبری از خود و دنیای خارج ببرد، و به نوعی سخن از فراموشی خودبینی و رسیدن به حالت روانی مطلوب دارد. در انتها، به زیبایی میفهماند که این شراب برای او خوشایند است و باید نوشیده شود.
هوش مصنوعی: سلام ای ساقی خوشبخت، از گلدان شراب پر کن و در جام بریز!
هوش مصنوعی: به ما جامی بده تا قبل از آن که به رحمت و نعمتهای بیشتری دست یابیم، حال و هوای خود را بهبود ببخشیم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، ما از حد معمول تشنهایم، پس جامی به ما بده که تشنگی ما را بیشتر از این سیراب کند.
هوش مصنوعی: من را در شراب ناب غرق کن، به اندازهای که نه بتوانم سرم را از پاهایم تشخیص دهم و نه پاهایم را از سرم.
هوش مصنوعی: بیا و از آن راهی که روح را شاد میکند، برخیز تا با هم به جایی برویم و اندوه را از دل دور کنیم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بلند شو و شراب خالصی به من بده، تا به خاطر آن، خاک نشوم و از زندگی پرشور خود لذت ببرم.
هوش مصنوعی: به من آن شرابی بده که مرا بیخود کند و در گوشهای بیصدا رهایم کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خودپرستی و خودخواهی مبتلا شود، فراموش میکند که باید با فروتنی و احترام به دیگران رفتار کند؛ به همین دلیل مانند غلامانی که در گوششان حلقهای است، تسلیم و مطیع دیگران میشود.
هوش مصنوعی: به سمت مکان دور از خودم میروم، که مرا بیخود و فراموشکار میکند و از آن جا هم راهی به سوی دیگری میدهد.
هوش مصنوعی: بیخبر از بدن و روح، مرا از رنجهای این دنیا رها میکند.
هوش مصنوعی: یک لحظه من را به حالتی میبرد که بیهوش و ناآگاه میشوم و حتی فراموش میکنم که چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: غم میبرد و شادی میآورد، جان را به گونهای پرورش میدهد که ایمان را نیز تقویت کند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، خود را در آینه ببین و بفهم که نهایت این حالت تا کی ادامه پیدا میکند. لطفاً برای یک بار هم که شده مرا از نوشیدنی مست کن.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی که در ناز و نعمت بزرگ شده، به گونهای تربیت شده که نمیتواند در موقعیتهای سخت و چالشبرانگیز به درستی عمل کند. به عبارت دیگر، تربیت او به نوعی بوده که نمیتواند با مشکلات و سختیها مواجه شود.
هوش مصنوعی: از آن میم ده که بعد از آن اثری از مستی و بیخودی نیست، به این معناست که عشق و محبت آنقدر عمیق و غنی است که هیچ نشانی از خستگی و کدورت به جا نمیگذارد.
هوش مصنوعی: این گونه به نظر میرسد که خوشی و شادابی در دل من جاری است و از این نوشیدنی پر از شوق و لذت، جام من پر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.