گنجور

 
بلند اقبال

یا علی ای محرم یزدان پاک

ازغم هجران توگشتم هلاک

ای شه با کر وفر دادگر

بر من آشفته دل آور نظر

علت ایجاد دو عالم توئی

در بر حق خازن محرم توئی

چون شود ای شه صف محشر به پا

دادرس الا توکه باشد به ما

با دل پر حسرت وحال تباه

بر درت آورده ام ای شه پناه

گل نیم اما خس باغ توام

بلبل باغ تونه زاغ توام

از می عشقت همه مستی کنیم

هم ز توما دعوی هستی کنیم

نام توشد در دل وجان ذکر من

مدح تو شد بیگه وگه فکر من

رحم کن از لطف بر احوال من

تا زتوبرتر شود اقبال من