بلند اقبال
»
دیوان اشعار
»
مثنویات
»
بخش دوم - داستان گل و بلبل
»
بخش ۱۸ - ناله کردن بلبل و پرسیدن تاک شرح حال او را
ز گل بلبل این بی وفائی چو دید
برفت از بر گل به کنجی خزید
کشید ازجگر ناله های حزین
که بیچاره عاشق بود کارش این
ز آه وفغان آتشی برفروخت
که از شعله اش سنگ را دل بسوخت
بیفتاد چون ماهی دور از آب
به حالش دل مرغها شد کباب
نوه تاک بنت العنب از قدیم
به گل بود چون خویش و او را ندیم
به بلبل بگفت از سرمهر تاک
که ای بلبل ازناله گشتی هلاک
چه رو داده کز دل فغان می کشی
چنین ناله از سوز جان می کشی
گل امروز در گلستان آمده
تو را در تن مرده جان آمده
بود روز شادی و عیش و نشاط
مکن ناله برخیز بر چین بساط
مکش این قدر از دل وجان خروش
برو در بر گل به عشرت بکوش
بکن شکر تا نعمت افزون شود
وگر نه ز دست تو بیرون شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، بلبل به خاطر بیوفایی و دوری گلی که عاشقش بوده، به گوشهای خزیده و از دل شکستهاش ناله میکند. او از شدت درد و اندوهش آتشی به پا میکند که حتی سنگ را میسوزاند. حال بلبل به حدی خراب است که دل سایر پرندگان نیز برایش به درد آمده است. تاک به بلبل میگوید که چرا در میانه روز شادابی و خوشی اینقدر ناله میکنی و از درد دل میگویی. او به بلبل توصیه میکند که بجای این نالهها، خوشیها را تجربه کند و شکرگزار نعمتها باشد، وگرنه این شادیها از دست خواهد رفت.
هوش مصنوعی: بلبل وقتی از بیوفایی گل باخبر شد، از کنار او رفت و به گوشهای پناه برد.
هوش مصنوعی: دلشکستگی و غم عاشق به طور عمیقی در دلش جا گرفته است، تا جایی که نالههای غم انگیز او از عمق جانش به گوش میرسد. او به خاطر عشقش این درد و رنج را تحمل میکند.
هوش مصنوعی: از ناله و فریاد، آتشی شعلهور شد که چنان حرارتی داشت که حتی سنگها را هم سوزاند.
هوش مصنوعی: به حالتی در آمده که مانند ماهیای است که از آب بیرون افتاده و در نتیجه، دل پرندگان به خاطر او دچار اضطراب و آشفتگی شده است.
هوش مصنوعی: نوه تاک، که به انگور مرتبط است، از زمانهای دور به زیبایی گل معروف بوده و همیشه به خاطر وجود دوستان خوشخلقش در یادها باقی مانده است.
هوش مصنوعی: به بلبل گفتند که ای بلبل، از شدت غم و نالهات به جایی رسیدهای که به شدت آسیب دیدهای.
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده که اینگونه از دل ناله میکشی و به خاطر درد جانت اینقدر زاری میکنی؟
هوش مصنوعی: امروز گل در باغ گلها شکفته و تو در جسم بیجان به زندگی آمدهای.
هوش مصنوعی: در روز شادی و خوشی هستیم، ناله نکن و بلند شو تا سفرهی خوشی را برچینیم.
هوش مصنوعی: اینقدر از دل و جان نگران نباش، برو در کنار گل و از لذتهای زندگی بهرهمند شو.
هوش مصنوعی: سعی کن به خاطر نعمتهایت سپاسگزار باشی تا این نعمتها بیشتر شوند، وگرنه ممکن است آنها را از دست بدهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.