نگرددماه نوطالع گر از رخ پرده برداری
نروید سرو در بستان به بستان گر گذار آری
توئی آن بت که دین بت پرستی را دهند از کف
اگر بینند رویت را برهمن های فرخاری
دگر از هند سوی فارس نارد کاروان شکر
تعالی الله ز شیرین لب ز بس قندوشکرباری
چه حاجت آنکه مشک آرنداز چین وختن دیگر
تو اندر چین زلف خویش از بس مشک تر داری
غم عشق تومی باشد گران باری به دوش من
مکن وامانده ام از درد هجر خودز سربازی
به دامان وصالت کی رسد دست من مسکین
به حال من کند رحمی ز فضل خود مگر باری
بلند اقبال شاید گردد آزاد از غم هجرت
کند گردون اگر شفقت کند طالع اگر یاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و احساسات عاشقانه و غم هجران را بیان میکند. شاعر میگوید اگر ماه نو چهرهاش را نمایان کند، درخت سرو در باغ به شکوفایی میرسد و معشوق، جاودانهترین بت است که وجودش میتواند هر دین و آیینی را تحت تأثیر قرار دهد. او از شیرینی لب معشوق سخن میگوید و نمیفهمد چرا باید مشک از چین بیاورند وقتی که زلف معشوق خود مشکینتر است. غم عشق معشوق بر دوش شاعر سنگینی میکند و او از درد دوری رنج میبرد. در نهایت، امید دارد که شاید روزی به وصال معشوق برسد و با یاری و رحمت خداوند از غم دوری رها شود.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را نمایان کنی، ماه نو هرگز نخواهد چرخید و در باغ، سرو سرسبز نخواهد شد، حتی اگر از آن گذر کنی.
هوش مصنوعی: تو آن چهرهای هستی که اگر بتپرستان، زیبایی تو را ببینند، پیروی از دین خود را رها میکنند و به پرستش تو میپردازند.
هوش مصنوعی: کاروانی از هند به طرف فارس میرود و در آن عطر و طعم شیرین شکر موج میزند، گویی همه آن شیرینی و شیرینیاش ناشی از لبهای شیرین است.
هوش مصنوعی: نیازی نیست که عطر مشک را از چین بیاورند، چون تو خودت با موهای پیچ خورده و پر از عطر مشک، در میانه چین زلفت، بوی خوشی داری.
هوش مصنوعی: غم عشق تو برای من همچون بار سنگینی است که بر دوشم سنگینی میکند و از درد جدایی تو، به شدت مضطرب و خستهام.
هوش مصنوعی: دست من نیازمند به تو کی به آغوش محبتت خواهد رسید؟ امیدوارم که نگاهی از لطف و کرم خود به حال من بیندازی و کمی به من رحم کنی.
هوش مصنوعی: شاید روزی با اقبال خوب، انسان بتواند از غم هجرت رهایی یابد و اگر تقدیر و سرنوشت با او مهربان باشد، دوران زندگیاش به شادی و آرامش بگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بزن ای ترک آهو چشم آهو از سر تیری
که باغ و راغ و کوه و دشت پر ماهست و پرشعری
یکی چون خیمهٔ خاقان، دوم چون خرگه خاتون
سیم چون حجرهٔ قیصر، چهارم قبهٔ کسری
گل زرد و گل خیری و بید و باد شبگیری
[...]
فکندی بر گل از عنبر هزاران حلقه و چنبر
بزیر هر یک از عمدا یکی جادوستان کردی
گر از میدان شهوانی سوی ایوان عقل آیی
چو کیوان در زمان خود را به هفتم آسمان بینی
اگر شایسته کوی تو بودی پای من یکدم
سر گردون گردنده بزیر پای ما بودی
بمیر، ای دوست، پیش از مرگ، اگرمی زندگی خواهی
که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.