در دلم از تو پریچهره شکی می آید
که پری می گذرد یا ملکی می آید
اشک من سیم شد وچهره مرا زر گردید
زآنکه زلفت به نظر چون محکی می آید
شکرین لعل توقنداست ز شیرینی لیک
بر دل خسته من چون نمکی می آید
مشتری طلعت وخورشید لقازهره جبین
به نظرماه رخ من فلکی می آید
وه که نازک بدنش بسکه بود نرم ولطیف
پرنیان در بر او چوقدکی می آید
احولانند دو بین خلق بلنداقبال است
که به چشمش همه آفاق یکی می آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد. او به شکوه چهره و ظرافت بدن معشوق اشاره میکند و در توصیف او از واژههایی چون پری و فرشته استفاده میکند. همچنین، به تأثیر زیبایی معشوق بر دل خستهاش اشاره کرده و میگوید که وجود او مانند نیکوای زینتی و خوشایند است. شاعر در نهایت به چشمان معشوقش اشاره میکند که همه چیز را در نظر او یکسان میسازد، نشاندهنده قدرت و جذابیت اوست.
هوش مصنوعی: در قلب من از زیبایی تو نوعی احساس میروید که انگار فرشتهای در حال عبور است یا مَلَکی به نزدیکی میآید.
هوش مصنوعی: اشکهای من به ارزش خود، مانند نقره شده و چهرهام به زیبایی طلا تبدیل گشته است، زیرا موهای تو در نگاه من همچون نشانهای درخشان و جذاب به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که طعم شیرین و لذیذ یک چیز (مانند لعل) اگرچه خوشمزه است، اما برای دل خسته من مانند نمک عمل میکند و احساس تلخی میآورد. در واقع، چیزهایی که باید خوشایند باشند، به خاطر وضعیت روحی من، به جای شادی، احساس تلخی و ناامیدی را به همراه دارند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند خورشید و ستارههاست، که وقتی به چهرهات نگاه میکنم، آن را به دنیاهای دیگر میبرم.
هوش مصنوعی: او به قدری لطیف و نرم است که بدنش به نرمی پارچهای بسیار ظریف میماند، گویی که زیباییاش به طرز خیرهکنندهای جلب توجه میکند.
هوش مصنوعی: دوستی که قادر به دیدن و درک عمیقتری از جهان است، به گونهای میبیند که همه چیز برایش یکسان و یکپارچه به نظر میرسد. او مانند کسی است که از منظر خاصی به زندگی نگاه میکند و نگاهی فراتر از عادی به واقعیتها دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنک از جنت فردوس یکی میآید
اختری میگذرد یا ملکی میآید
هر شکرپاره که در میرسد از عالم غیب
بر دل ریش عزیزان نمکی میآید
تا مگر یافته گردد نفسی خدمت او
[...]
دو جهان در نظر پاک یکی میآید
بیندار دیو به چشمش ملکی میآید
شکر و ملح بود ضد و زافسون لبت
شد مکرر که ز شکر نمکی میآید
عقل و عشقند دو سلطان وجود و ناچار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.