گنجور

 
بیدل دهلوی
 

جوش زخمم دادسر در صبح محشرتیغ را

کرد خون‌گرم من بال سمندرتیغ را

از گزیدنهای رشک ابروی چین‌پرورت

بر زبان پیداست دندانهای جوهر تیغ را

بسمل نازتو چون مشق تپیدن می‌کند

می‌کشد چون مدّ بسم‌الله بر سرتیغ را

جمع با زینت نگردد جوهر مردانگی

از برش عاری بود گر سازی از زرتیغ را

زینت هرکس به قدر اقتضای وضع اوست

قبضه داند بر سر خود به ز افسر تیغ را

سرخوش‌تسلیم ازتهدید دوران‌ایمن است

کس نراند برسر بسمل مکررتیغ را

در هجوم عاجزی آفت گوارا می‌شود

می‌شمارد مرغ بی‌پرواز شهر تیغ را

کوه اندوهیم از سنگینی پای طلب

نالهٔ خوابیده می‌دانیم بر سر تیغ را

طبع سرکش ناکجا تقلید همواری‌کند

سخت‌دشوار است دادن آب‌گوهر تیغ را

از هنر آیینهٔ مقدار هرکس روشن است

رشتهٔ شمع‌است بیدل موج جوهرتیغ را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: بیدل نشر نگاه
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کلام قاصر در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۴۷ نوشته:

بیت "کوه اندوهیم از سنگینی پای طلب
نالهٔ خوابید5 می‌دانیم بر سر تیغ را"
باید به شکل زیر تغییر کند:
"کوه اندوهیم از سنگینی پای طلب
نالهٔ خوابیده می‌دانیم بر سر تیغ را"

---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.