گنجور

 
بیدل دهلوی
 

گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را

تا ابد رگهای‌گل بالد ز جوهر تیغ را

ازکدورت برنمی‌آید مزاج کینه‌جو

بیشتر دارد همین زنگار در بر تیغ را

ای‌که داری سیرگلزار شهادت در خیال

بایدت‌از شوق زد چون سبزه برسرتیغ‌را

عیش خواهی صید آفت شوکه مانند هلال

چرخ ابرومی‌کند برچشم ساغرتیغ را

پردهٔ نیرنگ توفان بود شوق بسملم

خونم آخرکرد بازوی شناور تیغ را

تا مگر یکباره‌گردد قطع راه هستی‌ام

چون دم مقراض می‌خواهم دو پیکر تیغ را

موج توفان می‌زند جوی به‌دریامتصل

جوهر دیگر بود در دست حیدر تیغ را

هرکه را دل از غبارکینه‌جوییها تهی‌ست

می‌کشد همچون نیام آسوده در برتیغ را

دل به امید تلافی می‌تپد اماکجاست

آنقدر زخمی‌که خواباند به بسترتیغ را

بیدل از هرمصرعم موج نزاکت می‌چکد

کرده‌ام رنگین به خون صید لاغرتیغ را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: بیدل نشر نگاه
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دوست در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

کلمه دازد توی مصرع دوم بیت دوم آیا درست هست، لطفا معنی آن را بیان کنید.
---
پاسخ: خیر، درست نبود. با «دارد» جایگزین شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.