گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

نه ما را صراحی نه پیمانه ‌ایست

دل و دیده غوغای مستانه ایست

ز دل ششجهت شیشه‌ها چیده‌اند

جهان حلب خوش پریخانه‌ایست

به هرگردبادی‌کزین دشت و در

تامل کنی هوی دیوانه ‌ایست

گر این است سنگینی خواب ما

خروش قیامت هم افسانه ایست

درین انجمن فرصت ما و من

همان قصهٔ عشق و پروانه‌ایست

قناعت به گوشت نگفت ای صدف

که در جیب لب بستنت دانه‌ایست

رفیقان تلاشی‌ که آنجا رسیم

درین دشت دل نام و‌برانه‌ایست

مباشید غافل ز وضع جنون

به هر زلف آشفتگی شانه‌ایست

ز تحقیق خود هیچ نشکافتیم

سرم در گریبان بیگانه‌ ایست

چو بید‌ل توان از دو عالم‌گذشت

اگر یک قدم جهد مردانه‌ایست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.