گنجور

 
بیدل دهلوی
 

خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را

که افکند ته پاگردن‌کشیدهٔ ما را

شهید تیغ تغافل بر آستان‌که نالد

تظلمی‌ست چو اشک از نظر چکیدهٔ ما را

چه دشت و درکه نکردیم قطع درپی فرصت

کسی نداد سراغ آهوی رمیدهٔ ما را

نداشتیم به وهم آنقدر دماغ تپیدن

به باد داد نفس خاک آرمیدهٔ ما را

به انفعال رسیدیم از فسون تعلق

به رخ فکند حیا دامن نچیدهٔ ما را

مگر به محکمهٔ دل یقین شود حق وباطل

گواه‌کیست حدیث ز خود شنیدهٔ ما را

نبرد همت‌کس از تلاش‌گوی تسلی

بیفکنید درتن ره شر بریدهٔ ما را

زربشه تا به ثمر صدهزارمرحله طی شد

که‌کرد این همه قاصد به خود رسیدهٔ ما را

مژه زهم نگشودیم تا چکد نم اشکی

گداخت شرم رقم‌کلک شق ندیدهٔ ما را

مباد تا به ابد نالد و خموش نگردد

به یاد شمع مده صبح نادمیدهٔ ما را

مقیم‌گوشهٔ نقش قدم شویم وگرنه

درکه حلقه‌کند پیکر خمیدهٔ ما را

نهفته است قضا سرنوشت معنی بیدل

رقم‌کجاست مگر خط‌کشی جریدهٔ ما را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عبدالله بیخود در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۵۸ نوشته:

درود بر حضرت عاشقان
در بیت هفتم مصراع دوم به جای "سر" کلمه "شر" آمده و "سر" معنی درست تر افاده میکند
تشکر

 

حمید زارعی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۷ نوشته:

بیت هشتم ابتدای مصرع (ز ریشه) هست
ز ریشه تا به ثمر صدهزار مرحله طی شد
که‌کرد این همه قاصد به خود رسیده‌ی ما را؟

 

حمید زارعی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۴۶ نوشته:

راجع به بیت یازدهم:

سعدی میگه
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم!
بیدل میگه:
مقیمِ ‌گوشه‌ی نقشِ قدم شویم، وگرنه
درِ که حلقه ‌کند پیکرِ خمیده‌ی ما را؟
یعنی ما لیاقت حلقه بر در شدن هم نداریم، ولی کماکان از ناتوانی قامتمون هم خمیده هست و باید به یه کاری بیاد
و این کار همینه که بریم و توی قسمتِ هلالیِ ردِ پای معشوق بشینیم و شکرگزار باشیم
حافظ در همین راستا میگه
قدِ خمیده‌ی ما، سهلت نماید اما
بر چشمِ دشمنان تیر، با این کمان توان زد!
حافظ خودشو کمان میبینه
سعدی حلقه‌ی در
و بیدل هلال نقشِ ردِ پا
از کمان تا نقش پا خیلی تفاوته و واقعن معلوم نیست این بزرگا چیا میدیدن و چیا میدونستن.

 

عبدالرزاق اختری در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

به نظر من وزن این غزل " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن " ( مجتث مثمن مخبون ) است . با درود !

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.