گنجور

 
بیدل دهلوی

تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ما

باده‌ای در جام عیش از چشم تر داریم ما

سهل نبود در محیط دهر پاس اعتبار

آبرویی چون گهر همراه سر داریم ما

چون صدا هرچند در دام قفس وامانده‌ایم

از شکست خاطر خود، بال‌وپر داریم ما

کی به سیل گفتگو بنیاد ما گیرد خلل؟

کوه تمکین، خانه‌ای از گوش کر داریم ما

کس به تیغ سرکشی با ما نمی‌گردد طرف

از زمینگیری چو نقش پا سپر داریم ما

شعلهٔ ما فال خاکستر زد و آسوده شد

ای هوس! بگذر، سری در زیر پر داریم ما

رنگ ما از خاکساری برنمی‌دارد شکست

چون علَم‌،‌ گردی ز میدان ظفر داریم ما

از دل گرمی توان در کائنات آتش زدن

ساز چندین گلخنیم و یک شرر داریم ما

ناله را ای دل به باد غم مده، این رشته‌ای‌ست

کز پی شیرازهٔ لخت جگر داریم ما

فتنه‌ها از دستگاه زندگی گل‌کردنی‌ست

از نفس‌، صبح قیامت در نظر داریم ما

می‌رسیم آخر همان تا نقش پای خود چو شمع

گر سِراع رنگ‌های رفته برداریم ما

بیدل اندر جلوه‌گاه چین ابروی کسی

کشتیِ نظّاره در موج خطر داریم ما

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۲۲۲ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
بیدل دهلوی

بسکه از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ما

چنگ می‌گردیم اگر یک ناله برداریم ما

عاشقان را صندل آسودگی دردسرست

تا به سر، دردی نباشد، دردسر داریم ما

ازکمال ما م‌می‌پرسی‌که چون آه حباب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
طغرل احراری

از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما

ریشه نخل امید از چشم تر داریم ما

بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غم

گوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!

رهروان عشق را زاد دگر در کار نیست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از طغرل احراری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه