گنجور

 
بیدل دهلوی
 

گهی بر صبح پیچیدم‌ گهی با گل جنون‌ کردم

به چاک صد گریبان خویش را از خود برون‌ کردم

شرار کاغذ من محمل شوق ‌که بود امشب

که هرجا جلوه‌کرد آسودگی وحشت فزون‌کردم

شکستم رنگ و بیرون جستم از تشویش سودایی

برای چشم بند هر دو عالم یک فسون ‌کردم

غرورهیچکس با جرات من برنمی‌آید

جهان برخصم جست و من همین خود را زبون ‌کردم

بهار آمد تو هم ای زاهد بی‌درد تزویری

چمن‌ گل‌، شیشه قلقل‌، یار مستی‌، من جنون ‌کردم

هجوم‌ گردش رنگم غرور دل شکست آخر

به چندین دور ساغر شیشه‌ای را سرنگون ‌کردم

به قدر هر نفس می‌باید از خویشم برون رفتن

غباری را به ذوق جانکنی ها بیستون ‌کردم

نسیم هرزه ‌تاز من عرق آورد شبنم شد

درین خجلت سرا کاری که می‌باید کنون کردم

چه خواهم خواست عذر نازپروردی‌که رنگش را

به تکلیف خرام سایهٔ‌ گل نیلگون کردم

حنای دست او بیدل زیان پیمای سودن شد

من از شمشیر بیدادش نمردم بلکه خون‌کردم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.