گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۴۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

مباش غره به سامان این بنا که نریزد

جهان طلسم غبارست ازکجا که نریزد

مکش ز جرات اظهار شرم تهمت شوخی

عرق دمی شود آیینهٔ حیا که نریزد

به جدگرفتن تدبیر انتقام چه لازم

همانقدر دم تیغت تنک‌نما که نریزد

قدح به خاک زدیم از تلاش صحبت دونان

نداشت آن همه موج آبروی ما که نریزد

به‌گوش منتظران ترانهٔ غم عشقت

فسانهٔ شبخون دارد آن صدا که نریزد

دل ستمکش بیحاصلی چو آبله دارم

کسی‌کجا برد این دانه زیر پا که نریزد

به باد رفتم و بر طبع‌کس نخورد غبارم

دگر چه سحرکند خاک بی‌عصا که نریزد

نثار راه تو دیدم چکیدن آینه اشکی

گرفتم از مژه‌اش برکف دعا که نریزد

خمید پیکرم از انتظار و جان به لب آمد

قدح به یاد توکج کرده‌ام بیا که نریزد

به این حنا که‌ گرفته است خون خلق به ‌گردن

اگر تو دست فشانی چه رنگها که نریزد

غم مروت قاتل‌گداخت پیکر بیدل

مباد خون ‌کس ارزد به این بها که نریزد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجید نوشته:

قدح کج کردن به چه معناست؟

👆☹

محسن،۲ نوشته:

مجید جان
خمید پیکرم از انتظار و جان به لب آمد

قدح به یاد توکج کرده‌ام بیا که نریزد
میگوید درحال شراب ریختن هستم، جامت را بیاور تا هَدَر نرود
منظور تمام بیت اینست :نیمی از عمرم در انتظار تو گذشت ، بیا تا باقیِ آن از کف نرود

👆☹

ثمین نوشته:

قدح کج کردن اشاره است به پیر شدن و خمیده گشتن او.
و ریختن کنایه ای است از مرگش.
می خواهد بگو بیا، قبل از اینکه بمیرم.

👆☹

ثمین نوشته:

می خواهد بگوید: بیا، قبل از اینکه بمیرم.
: ((

👆☹

ناصر نوشته:

بیا که نریزد ، یعنی بیا که هدر نرود

👆☹

منتظر نوشته:

میشه شرح کامل این غزل رو بزارید ممنونم

👆☹

منتظر نوشته:

میشه شرح کامل این غزل رو بزارید ؟؟ ممنونم

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید