گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی

مدت انده ما زود به سر خواهد شد

وز دل ما غم و اندیشه بدر خواهد شد

کار شادی و فراغت به نوا خواهد شد

خانه وحشت و غم زیر و زبر خواهد شد

عیش ما گرچه بسی تلخ تر از حنظل بود

شکر کان حنظل ما همچو شکر خواهد شد

ساغر و باده ما هم به صفت هم به صفا

آب خشک ای عجب و آتش تر خواهد شد

هر کسی را که خبر شد ز غم و انده ما

از دل خرم ما زود خبر خواهد شد

همدم مجلس ما لهو و طرب خواهد بود

همره موکب ما فتح و ظفر خواهد شد

تیز غم را که چو شمشیر قضا کارگرست

سینه دشمن ما پیش سپر خواهد شد

گرچه ما را جگری داد جهان باکی نیست

قوت اعدا پس ازین خون جگر خواهد شد

کار ما ساخته تر از زر تو خواهد گشت

وز حسد شکل عدو شمشه زر خواهد شد

غم و شادی جهان را نبود هیچ ثبات

هر زمان حال وی از شکل، دگر خواهد شد

خوش برانیم و بدانیم بهر گونه که هست

راحت و محنت ایام به سر خواهد شد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

زان خط تو که همی بردمد از عارض تو

کس نگوید که جمال تو دگر خواهد شد

عارض نازک تو بر صفت گل تازه است

زینت تازه گلت سُنبلِ تَر خواهد شد

گر دلم بر رخ تو شیفته و فتنه شدست

[...]

اوحدی

موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد

می درآید، که گل زرد به در خواهد شد

چون فلک روی زمین از سمن و سوسن و گل

همه پر زهره و برجیس و قمر خواهد شد

غنچه چون با لب خشک آمده بود از اول

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه