گنجور

 
 
 
زبان با ترانه
مسعود سعد سلمان

لاله رویاند سرشکم تازه در هر مرحله

پس بهاری دارد از من در زمستان قافله

عشق دلبر قرعه زد چون دل نصیب او رسید

راه پیشش برگرفتم دل بدو کرده یله

بر من رفته دل تفته دماغ از هجر او

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

پیش رای روشنت خورشید چه بود شعله

پیش طبع در فشانت کیست دریا سفله

فیض کاشانی

هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله

بایدش جز سعی در دانش نباشد مشغله

هر کرا دادند گوش و هوش عقلی بایدش

در ره دین طی کند در هر نفس صد مرحله

گر ترا فهم درستی هست و طبع مستقیم

[...]

آذر بیگدلی

گر به صبح رستخیز آن شب نبودی حامله

آخرین ساعت چه بود آن شهر را این زلزله؟

بیم آن بودی، که بندد ره به سیر آسمان

گر زمین بر پا نبودش ز اشک مردم سلسله

صور اسرافیل بود آن شب مگر بانگ خروس

[...]

رضاقلی خان هدایت

قصه بسیار است و دل بس نازک و کم حوصله

به که با یاد رخت گردد دل ما یکدله

هست هشیاری محال آشفتگان عشق را

هم مگر زنجیر زلف یار گردد سلسله

در مقامی که اختیاری نیست اندر دست دل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه