کس چو من در عشق سرگردان مباد
کس چو من سرگشته هجران مباد
هیچ درمانی ندارد درد عشق
هیچکس را درد دل درمان مباد
گر چه بنیاد دلم ویران از اوست
گنج عشقش جز در این ویران مباد
گر چه جانم در غم جانان بسوخت
سوز جانم در پی جانان مباد
گر چه زلفش هست چوگان بلا
جز دل من گوی این چوگان مباد
گر فلک بازش نیارد پیش من
پیش پیش از فرصت دوران مباد
یار سلطان است ناصر بندهاش
بنده جز در سایه سلطان مباد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.