گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

ماه فروردین جهان گردد جوان

برهٔ بریان نهد منعم به خوان

کشت گیرد مایه در اردیبهشت

گاو فارغ می‌شود ازکارکشت

باغ در خرداد رنگین‌تر شود

بوی گل تا برج دو پیکر شود

شاخ میوه چون کمان گردد به تیر

رقص خرچنگی کند چرخ اثیر

اوج گیرد در مه مرداد، روز

شیرجوش آید به پستان تموز

ماه شهریور شود گلگشت‌، کل

خوشهٔ انگورگردد چون عسل

مهربان گردد جهان در ماه مهر

روز و شب گردند یک‌ میزان‌ به چهر

ابر آبستن به آبان می‌شود

کژدم اندر لانه پنهان می‌شود